عبارة في

واژه «مسجد» ، در لغت اسم مكان و از ريشه «سجد» ، به معناى سر فرود آوردن و اظهار تذلّل و خاكسارى است . ابن فارِس مى‏نويسد :
السينُ وَ الجيمُ و الدّالُ ، أصلٌ واحدٌ مُطَّرِدٌ يَدُلُّ عَلى تَطامُنٍ و ذُلٍّ ، يُقالُ : سَجَدَ ، إذا تَطامَنَ و كُلُّ ما ذَلَّ فَقَد سَجَد . [ معجم مقاييس اللغة : ج 3 ص 133. ]
سين و جيم و دال ، داراى يك معناى اصلى و فراگير است كه بر فروتنى و خاكسارى دلالت مى‏كند . وقتى گفته مى‏شود : «سَجَدَ» كه شخص ، فروتنى كرده باشد و هر آنچه خاكسارى كند ، سجده كرده است .
ديگر واژه‏شناسان عرب نيز با عباراتى مشابه ، همين مضمون را تأييد كرده‏اند . بنا بر اين ، چنان كه گفته شد ، در زبان عربى «سجود» به معناى خاكسارى و سر فرود آوردن در برابر ديگرى است و «مسجد» ، به معناى مكان چنين اقدامى است .

در فرهنگ قرآن و حديث ، «سجود» ، نه تنها به معناى سر فرود آوردن ، بلكه به معناى سر بر خاك نهادن نيز هست . از اين رو ، سجود به غايتِ خضوع ، تفسير شده است و بر اين پايه ، مسجد در فرهنگ اسلامى ، جايگاه ويژه‏اى دارد كه در آن ، انسانِ ناتوان و نيازمند ، با خضوع و كُرنش در برابر عظمت آفريدگار توانا و بى‏نياز ، با او ارتباط برقرار مى‏كند .
البته ، انسان همه جا مى‏تواند در برابر عظمت الهى ، سر فرود آورد و از اين طريق با وى رابطه برقرار نمايد ؛ ولى اگر مكانى با قصد قربت به اين كار اختصا
ص يابد ، مسجد ناميده مى‏شود . [ اگر مكانى به قصد قربت به عنوان مسجد وقف گردد و حدّاقل يك نفر با اجازه بانى در آن نماز بخواند ، آن مكان ، تبديل به مسجد شده ، احكام مربوط به مسجد بر آن مترتّب مى‏گردد و بر اساس نظر بسيارى از فقيهان متأخّر ، خواندن صيغه وقف نيز ضرورتى ندارد (ر . ك : العروة الوثقى : ج 1 ص 453 مسئله 11 ؛ تحرير الوسيلة : ج 1 ص 123 مسئله 19) . ]
براى بهره‏گيرى كامل امّت اسلامى از بركات «مسجد» ، در قرآن و احاديث اسلامى ، ره‏نمودهاى مهم و ارزشمندى آمده كه در واقع ، فرهنگ‏نامه بهره‏گيرى از بركات مسجد محسوب مى‏شوند و مبلّغان دينى بايد با تكيه بر اين فرهنگ‏نامه ، و بويژه با تأمّل در پيام‏هاى سازنده آن ، جهت تأسيس و بهره‏گيرى از ظرفيت‏هاى مسجد ، تلاش نمايند . به منظور دستيابى به اين هدف ، نوشته حاضر با عنوان فرهنگ‏نامه مسجد ، متن ره‏نمودهاى قرآن و اهل بيت عليهم ‏السلام را در دوازده فصل ، تقديم همگان و بويژه پژوهشگران و مبلّغان مى‏نمايد . امّا پيش از آن ، اشاره كوتاهى داريم به مهم‏ترين نكاتى كه در اين فرهنگ‏نامه ، مورد توجّه قرار گرفته است .

مسجد ، قلب جامعه اسلامى و مهم‏ترين پايگاه فرهنگى و سياسى حكومت دينى است . از اين رو ، روايات با تعبيرهاى بلندى ، مانند : «خانه خدا» ، «نشستنگاه پيامبران» «سراى هر پرواپيشه» «بهترينِ مكان‏ها» و «باغ بهشتى» ، مسلمانان را به برقرارى ارتباط با اين كانون دل‏ها دعوت مى‏كنند و به گسترش بهره‏گيرى از بركات مادّى و معنوى مسجد ، تشويق مى‏نمايند . [ ر . ك : ص 23 ( فصل يكم : فضيلت مسجد ) . ]

به دليل نقش تعيين‏كننده مسجد در حاكميت ارزش‏هاى دينى ، روايات اسلامى ، تأكيد فراوانى در گسترش فرهنگ ساختن مسجد در جامعه اسلامى دارند و توصيه مى‏كنند كه مسلمانان ، به هر اندازه كه مى‏توانند ، با ساختن مسجد در هر جايى كه مورد نياز باشد ، در شهر و روستا و جاده‏هاى ارتباطى ، به گسترش اين فرهنگ ، كمك كنند [ ر . ك : ص 35 ( فصل سوم : ساختن مسجد ) . ] تا آن جا كه از باب مبالغه ، در حديثى از پيامبر خدا روايت شده كه مى‏فرمايد :
مَن بَنى مَسجِدا و لَو مَفحَصَ قَطاةٍ ، بَنَى اللّه‏ُ لَهُ بَيتا فِى الجَنَّةِ . [ ر . ك : ص 34 ح 22 . ]
هر كس مسجدى بسازد ، اگر چه به قدر آشيانه مرغ سنگخواره باشد ، خداوند براى او خانه‏اى در بهشت ، خواهد ساخت .

هر چند در روايات اسلامى ، چيزى با عنوان نظام معمارى مسجد ديده نمى‏شود ، مى‏توان گفت چگونگى معمارى ساختمان مسجد ، بستگى به نياز و شرايط زمان و مكان دارد ؛ امّا با تأمّل در ره‏نمودهاى پيشوايان دينى ، چند نكته را مى‏توان به عنوان اصول فرهنگ معمارى اسلامى مسجد ، از آنها استنباط كرد :

نخستين نكته‏اى كه در برخى از روايات به آن اشاره شده ، اين است كه در ساختن مسجد ، نبايد تنها نياز فعلى مردم را در نظر گرفت ؛ بلكه بايد حتّى الامكان ، نياز آيندگان را نيز مدّ نظر داشت تا كمتر نياز به تخريب آن براى توسعه پديد آيد ، چنان كه روايت شده است :
إنَّ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله أتى عَلى قَومٍ مِنَ الأَنصارِ و هُم يَبنونَ مَسجِدا لَهُم ، فَقالَ : أوسِعوهُ تَملَؤوهُ . [ ر . ك : ص 44 ح 38 . ]
پيامبر خدا ، بر گروهى از انصار كه براى خود مسجدى مى‏ساختند ، وارد شد و فرمود : «وسيع و جادار بنايش كنيد كه [درآينده] آن را پُر خواهيد كرد» .

رواياتى كه مسجدسازى پيامبر خدا را توصيف مى‏كنند [ ر . ك : ص 39 ( ساختن مسجد پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله توسّط ايشان ) . ] يا از آراستن مسجد با طلا و نقّاشى نهى مى‏كنند ، [ ر . ك : ص 51 ( آنچه در ساختن مسجد ، ناپسند است / آراستن مسجد و آذين‏بندى آن ) . ] در واقع ، به لزوم رعايت اصل سادگى در معمارى مسجد ، اشاره دارند .
به ديگر سخن ، بهره‏گيرى از هنر در معمارى مسجد ، اگر صرفا براى ايجاد جاذبه ظاهرى باشد و با فلسفه پايه‏گذارى مسجد همسو نباشد ، نكوهيده است .

اصولاً تشبّه به غير مسلمانان ، به دليل آثار سوء روانى و اجتماعى آن ، از نظر اسلام همواره ممنوع است ، چنان كه از امام على عليه ‏السلام روايت شده :
قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إلّا أوشَكَ أن يَكونَ مِنهُم . [ نهج البلاغة ، حكمت 207 . نيز ر .ك : ميزان الحكمه با ترجمه فارسى : ج 5 ص 475 ( مانندسازى و تقليد ) . ]
كسى كه خود را شبيه مردمى سازد ، جز به ندرت ، در آستانه آن قرار مى‏گيرد كه از آنان باشد .
امّا در خصوص معمارى مسجد ، از برخى رواياتى كه از كنگره‏سازى در مساجد نهى كرده‏اند ، چنين بر مى‏آيد كه دليل اين نهى ، همانند شدنِ مسجد به معابد يهود و نصاراست . از پيامبر خدا روايت شده كه فرمود :
أراكُم سَتُشَرِّفونَ مَساجِدَكُم بَعدى كَما شَرَّفَتِ اليَهودُ كَنائِسَها ، و كَما شَرَّفَتِ النَّصارى بِيَعَها . [ ر . ك : ح ص 44 ح 40 . ]
مى‏بينم شما را كه پس از من ، مسجدهايتان را كنگره دار مى‏سازيد ، همان گونه كه يهود ، كنيسه‏هاى خود را و مسيحيان ، كليساهايشان را كنگره‏دار مى‏سازند .
همچنين در روايت ديگرى در بيان سيره امام على عليه ‏السلام آمده كه محراب‏هاى خاصّى را كه شبيه قربانگاه‏هاى يهود بود ، از بين مى‏برد :
كانَ يَكسِرُ المَحاريبَ إذا رَآها فِى المَساجِدِ ، و يَقولُ : كَأَنَّها مَذابِحُ اليَهودِ [ ر . ك : ص 49 ( آنچه در ساختن مسجد ، ناپسند است / ساختن محراب ) . ] . [ فقيه گرانسنگ ، مؤلّف جواهر الكلام ، پس از نقل آراى فقيهان پيشين و تبيين مقصود آنان از فتوا دادن به كراهت محراب‏سازى در مساجد ، در مقام نتيجه‏گيرى ، چنين مى‏نويسد : آنچه‏در مسئله محراب‏سازى مكروه است ، يكى از سه چيز زير است : مقصوره و جان‏پناه ، محراب‏هاى بسيار فرو رفته در ديوار ـ كه شبيه مقصوره است ـ ، و محراب‏هاى ويژه‏اى كه به شكل مستقل در [برخى] مساجد ساخته مى‏شود و شبيه قربانگاه‏هاى يهود است . . . . و امّا محراب‏هايى كه تنها به صورت اثرى در ديوار و با هدف نماياندن قبله ايجاد مى‏شوند و يا اندكى در ديوار فرورفته‏اند ، هيچ كراهتى ندارند ، چنان كه سيره متداول ، امروزه به دور از هر گونه واكنش منفى ، به كار گيرى چنين محراب‏هايى را تأييد مى‏كند ؛ بلكه كمتر مسجدى است كه فاقد چنين محرابى باشد (جواهر الكلام : ج 5 ص 282) . ]
بديهى است كه تفاوتى ميان يهود و نصارا با ساير فِرق غيرمسلمان ، در نكوهيده بودن تقليد از معابد آنان نيست .

مسجد ، به دليل اين كه مركز ويژه ارتباط انسان با خداست و خانه خدا ناميده شده ، در اسلام ، احترام خاصّى دارد [ ر . ك : ص 57 ( فصل چهارم : بزرگداشت مسجد ) . ] و براى آن كه احترام به مسجد ، به صورت فرهنگى عمومى در جامعه اسلامى در آيد ، افزون بر احكام و آداب ويژه‏اى كه در اسلام براى ارتباط با اين مكان مقرّر شده ، [ ر . ك : ص 133 ( فصل هشتم : احكام و آداب مسجد ) . ] در شمارى از روايات ، حتّى تصغير بستن لفظ «مسجد» ، ناروا شمرده شده است ، چنان كه از پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله روايت شده كه فرمود :
لا يَقولَنَّ أحَدُكُم لِلمَسجِدِ ، مُسَيجِدٌ ، فَإِنَّهُ بَيتٌ يُذكَرُ اللّه‏ُ فيهِ . [ ر . ك : ص 56 ح 60 . ]
كسى از شما ، مسجد را مسجدك نخواند ؛ زيرا آن ، خانه‏اى است كه خداوند در آن ياد مى‏شود .

احداث مسجد ، فلسفه‏اى جز حضور مردم در آن و بهره‏گيرى از بركات آن ندارد . [ ر . ك : ص 31 ( فصل دوم : بركت‏هاى مسجد ) . ] بنا بر اين ، فرهنگ‏سازى در جهت حضور هر چه بيشتر مردم در مساجد ، بويژه نسل جوان ، بايد در رأس همه تلاش‏هاى علاقه‏مندان به تعميق و گسترش ارزش‏هاى اسلامى باشد . به همين جهت ، بيشتر ره‏نمودهاى پيشوايان اسلام در باره مسجد ، ناظر به اين فرهنگ‏سازى است .
اهتمام روايات اسلامى به اين فرهنگ‏سازى تا آن جاست كه آباد كردن واقعى مساجد را به حضور مردم در آن ، تفسير مى‏كنند ، [ ر . ك : ص 61 ( آباد كردن مسجد ، به حضور در آن است ) . ] چنان كه در حديثى از پيامبر خدا آمده است :
إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ يَعتادُ المَسجِدَ فَاشهَدوا لَهُ بِالإِيمانِ ، قالَ اللّه‏ُ تَعالى : «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَـجِدَ اللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الأَْخِرِ» . [ ر . ك : ص 60 ح 65 . ]
هر گاه ديديد كه مردى ، پيوسته به مسجد مى‏رود ، به ايمان او گواهى دهيد . خداى متعال فرموده است : « تنها كسى كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده است ، مساجد خدا را آباد مى‏كند » .
بى‏ترديد ، آباد كردن مسجد كه به حضور در آن تفسير گرديده . اشاره به اين واقعيت دارد كه ساختن ، توسعه ، تعمير و آبادانى بناى مسجد ، اگر توأم با برنامه‏ريزى جهت حضور مردم در آن نباشد اصولاً آبادانىِ واقعى محسوب نمى‏شود .
روايات اسلامى ، براى گسترش هر چه بيشتر فرهنگ حضور مردم در مسجد ، با تعبيرهاى گوناگون و وعده به پاداش‏هاى فراوان ، نظير آنچه در پى بدانها اشاره مى‏شود ، مسلمانان را براى آمدن به خانه خدا تشويق كرده‏اند :
ـ براى برداشتن هر گام به سوى مسجد ، ده حسنه در نامه عمل ثبت مى‏شود و ده گناه ، پاك مى‏گردد و ده درجه ، داده مى‏شود . [ ر . ك : ص 71 ( فضيلت روانه شدن به سوى مسجد ) . ]
ـ رفتن به سوى مسجد در تاريكى شب ، نورانيت ويژه‏اى در قيامت براى اهل مسجد ، پديد مى‏آورد . [ ر . ك : ص 89 ( پاداش شبانه به مسجد رفتن ) . ]
ـ هر چه مسجد دورتر باشد ، ثواب كسى كه به مسجد مى‏رود ، افزون‏تر مى‏گردد . [ ر . ك : ص 87 ( پاداش بسيار گام برداشتن به سوى مساجد ) . ]
ـ پيش‏گامى در رفتن به مسجد ، پيش‏گامى در نزديكى به خدا و بهشت جاويد است . [ ر . ك : ص 79 ( فضيلت پيشى گرفتن به سوى مسجد ) . ]
ـ نشستن در مسجد ، عبادت است . [ ر . ك : ص 61 ( آباد كردن مسجد ، به حضور در آن است ) و ص 81 ( فضيلت اهل مسجد بودن ) . ]
ـ اُنس و اُلفت يافتن با مسجد ، در واقع اُنس و اُلفت يافتن با خداست . [ ر . ك : ص 85 ح 121 . ]
ـ رفتن به مسجد براى آموزش يا فراگيرى معارف ، پاداش حج دارد . [ ر . ك : ص 103 ( فضيلت آموختن وآموزش دادن در مسجد ) . ]
همچنين براى تشويق مسلمانان به نماز گزاردن در مسجد ، از يك سو ، و بهره‏گيرى از بافضيلت‏ترين و پُرجمعيت‏ترين مساجد ، از سوى ديگر ، پاداش نماز گزاردن در مسجد الحرام ، برابر با يكصد هزار نماز ، در مسجد پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله معادل ده هزار نماز [ ر . ك : ص 193 ح 328 . ] و در مسجد الأقصى ، برابر با يكهزار نماز و در مساجد جامع ، معادل يكصد نماز و در مسجد محلّ سكونت ، برابر با بيست و پنج نماز و در مسجد بازار ، برابر با دوازده نماز اعلام شده ، در حالى كه نماز گزاردن در خانه ، آن هم در صورتى كه از سرِ بى‏اعتنايى به مسجد و جماعت نباشد ، تنها پاداش همان يك نماز را دارد . [ ر . ك : ص 93 ح 141 . ]
در مقابل ، ترك مسجد بدون عذر موجّه ، نشانه غفلت ، بلكه نفاق شمرده شده و تأكيد شده است كه همسايه مسجد ، جز در مسجد نبايد نماز بگزارد [ ر . ك : ص 111 ( نكوهش وا گذاشتن مسجد ) . ] و مساجدى كه همسايه‏هايش در آن حاضر نمى‏شوند ، از آنان به خداوند متعال ، شكايت مى‏برند و خداوند نيز به آنها چنين پاسخ مى‏دهد :
و عِزَّتى و جَلالى لا قَبِلتُ لَهُم صَلاةً واحِدَةً ، و لا أظهَرتُ لَهُم فِى النّاسِ عَدالَةً ، و لا نالَتهُم رَحمَتى ، و لا جاوَرونى فى جَنَّتى . [ ر . ك : ص 114 ح 184 . ]
به عزّت و جلالم سوگند ، هيچ نمازى را از آنها نمى‏پذيرم ، و هيچ گاه عدالتى را از ايشان در ميان مردم ، آشكار نمى‏سازم ، و رحمتم شامل حالشان نمى‏شود . و آنان در بهشتم همسايه من نمى‏گردند .

رعايت احكام و آداب مسجد نيز نياز به فرهنگ سازى دارد . مسجد ، خانه خداست و كسى كه به مسجد مى‏رود ، در واقع ، به ديدار خدا مى‏رود . از اين رو ، شايسته است تا امورى را رعايت كند ، كه از آن جمله است : انگيزه الهى داشتن در رفتن به مسجد ، طهارت روح ، پاكيزگى جسم و لباس ، استعاذه و خواندن دعا هنگام ورود به مسجد و خروج از آن ، خواندن نماز تحيّت و رو به قبله نشستن . نيز شتاب نكردن براى خارج شدن از مسجد ، شايسته و نيكوست .
در مقابل ، امورى مانند : عبور كردن از داخل مسجد بدون نماز خواندن در آن ، بلند كردن صدا ، سخن گفتن از مسائل دنيوى ، معرّفى كردن گم‏شده و پرسش از آن ، اشعار بيهوده و بى‏محتوا خواندن ، تجارت و خوابيدن در مسجد بدون ضرورت ، شايسته نيست . نيز به مسجد رفتن كسى كه بوى دهانش ديگران را آزار دهد ، مكروه است . همچنين آلوده كردن مسجد به نجاست ، حرام ، و پاك كردن آن از نجاست ، واجب است ، چنان كه توقّف شخص جُنب و حائض در مسجد ، حرام است . [ ر . ك : ص 133 ( احكام و آداب مسجد ) . ]

خدمت كردن به خانه خداوند متعال ، افتخارى بزرگ و عملى بسيار پسنديده است . ابراهيم عليه ‏السلام و اسماعيل عليه ‏السلام و مريم عليهاالسلامافتخار خدمت‏گزارى خانه خدا را دارند . [ ر . ك : ص 123 ( فضيلت خدمت به مسجد ) . ] در حديثى از پيامبر خدا نقل شده كه مى‏فرمايد :
إنَّ اللّه‏َ عز و جل إذا أحَبَّ عَبدا جَعَلَهُ قَيِّمَ مَسجِدٍ . [ ر . ك : ص 122 ح 195 . ]
خداى عز و جل هر گاه بنده‏اى را دوست بدارد ، او را برآورنده نيازهاى مسجدى قرار مى‏دهد .
بنا بر اين ، شايسته است كه بهترين‏ها براى خدمت به مسجد ، انتخاب شوند ، و اين ، نياز به فرهنگ سازى دارد .

شمارى از مساجد ، از فضائل بيشترى برخوردارند ، مانند مسجد الحرام كه كعبه ، قبله مسلمانان در آن قرار دارد ، مسجدِ پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله كه پس از مسجد الحرام ، ارزشمندترينِ مساجد است ، و مسجد الأقصى ، كه پيش از كعبه ، نخستين قبله‏گاه مسلمانان بوده است . همچنين مسجد قبا ، مسجد كوفه ، مسجد سَهْله ، مسجدى خَيف ، مسجد غدير ، مسجد فتح و مسجد فَضيح كه فضائل و بركات فراوانى براى آنها در روايات ، ذكر شده است . [ ر . ك : ص 189 ( فصل دهم : برترينِ مسجدها ) . ]
تأكيد روايات اسلامى بر فضائل اين مساجد ، نشانه اهتمام اسلام به فرهنگ سازى براى ارج نهادن مساجد قديمى و تاريخى به وسيله امّت اسلامى است كه انبيا و اولياى الهى از بركات آنها بهره گرفته‏اند .

رواياتى از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده كه به آماده سازى مكانى تميز و پاك در خانه براى نماز توصيه كرده‏اند . [ ر . ك : ص 233 ( فصل يازدهم : مسجد درون خانه ) . ]
اين سفارش ، حاكى از آن است كه شخص مسلمان ، همان‏طور كه براى نيازهاى مادّى خود در خانه مكان‏هاى مختلفى را پيش‏بينى مى‏كند ، شايسته است براى نيازهاى معنوى خود ، بويژه نماز نيز مكانى را در نظر بگيرد .
البته بايد توجّه داشت كه با عنايت به تأكيد فراوانى كه اسلام بر خواندن نمازهاى واجب در مساجد دارد ، بديهى است كه نمازخانه منزل ، جاى مسجد را نمى‏گيرد و احكام مسجد را نيز ندارد ؛ بلكه اين مكان ، اختصاص به نوافل دارد ، چنان كه از پيامبر خدا روايت شده كه فرمود :
أفضَلُ الصَّلاةِ صَلاةُ المَرءِ فى بَيتِهِ إلَا المَكتوبَةَ . [ صحيح البخارى : ج 1 ص 256 ح 698 ، صحيح مسلم : ج 1 ص 540 ح 213 . ]
برترين نماز ، به استثناى نمازهاى واجب ، نمازى است كه شخص در خانه‏اش بخواند .

مسجد ، همان طور كه مى‏تواند پايگاه نور و هدايت و ارتباط جمعى انسان با خداوند متعال باشد ، ممكن است در جهت اهداف دشمنان اسلام ، مورد سوء استفاده سياسى و فرهنگى نيز قرار گيرد . از اين رو ، مسلمانان بايد هشيار باشند و فريب كسانى كه مسجد را دام فريب اهداف غير الهى خود قرار مى‏دهند ، نخورند .
آيات و رواياتى كه در فصل دوازدهم ، با عنوان «مساجد نكوهيده» آمده‏اند ، به اين نكته مهم اشاره دارند كه ممكن است دشمنان اسلام ، از همه مقدّسات ، از جمله مسجد ، سوء استفاده كنند . از اين رو ، فرهنگ هشيارى در برابر توطئه سوء استفاده از مقدّسات ، بايد در جامعه اسلامى نهادينه شود . بدين منظور ، در صدر اسلام ، مسجدى كه در جهت اهداف دشمنان اسلام ساخته شد ، « مسجد ضِرار » نام گرفت و به دستور پيامبر خدا ، ويران گرديد .