عبارت را در

با چه كاري مي توان به شوق لقاء الله رسيد؟

المحجّه البيضاء:

في أخبارِ داودَ عليه‏السلام أنَّ اللّه‏َ عز و جل أوحى إلَيهِ: ... يا داودُ ، إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني ، وَنعَّمتُها بنُورِ وَجهي ... فقالَ داودُ : يا رَبِّ ،بِمَ نالُوا مِنكَ هذا ؟ قالَ : بحُسنِ الظَّنِّ ، والكَفِّ عَنِ الدُّنيا وأهلِها ، والخَلَواتِ بِي ومُناجاتِهِم لِي ، وإنَّ هذا مَنزِلٌ لا يَنالُهُ إلاّ مَن رَفَضَ الدُّنيا وأهلَها ، ولَم يَشتَغِلْ بشيءٍ مِن ذِكْرِها ، وفَرَّغَ قَلبَهُ لِي واختارَني على جَميعِ خَلقي .

المحجّة البيضاء :

دربــاره اخـبار داود عليه‏السلام آمـده اسـت كـه خداوند عز و جل به او وحى فرمود : اى داود ! من دل‏هاى مشتاقان را ، از خشنودى خود آفريدم و آنها را به نور ذات خود ، در ناز و نعمت قرار دادم ...
داود عرض كرد : پروردگارا ! به چه وسيله به اين مقام نزد تو، رسيدند؟ فرمود: به خوش گمانى و دور نگه داشتن خويش از دنيا و اهل آن و خلوت كردن و مناجات نمودن با من . و اين مقامى است كه بدان دست نيابد ، مگر كسى كه دنيا و اهل آن را به كنار نهد و هرگز از آن ياد نكند و دلش را براى من خالى گرداند و مرا بر همه آفريدگانم برگزيند .