عبارت را در

پيامبران

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

خداوند عز و جل به من دستور داد كه آنچه را به من آموخته
است ، به شما تعليم دهم ، و ادبتان آموزم.

------------------------------------------------------

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ در نامه‏اش به اكثم بن صيفى ـ :

از محمّد پيامبر خدا ، به اكثم بن صيفى : هم‏صدا با تو ، خدا را مى‏ستايم و سپاس مى‏گويم ؛ خداى تعالى به من دستور داد كه بگويم : «معبودى جز اللّه‏ نيست» ، و مردم را نيز به گفتن آن فرمان دهم . مردم همگى آفريده خداى عز و جل هستند ، و همه كارها از آنِ اوست . آنان را آفريد و ميراند ، و همو دوباره زنده‏شان مى‏كند و بازگشت به سوى اوست . من آداب رسولان الهى را به شما آموختم و بى‏گمان ، درباره خبر بزرگ پرسيده خواهيد شد و پس از چندى ، خبر آن را خواهيد دانست.

------------------------------------------------------

امام على عليه‏السلام ـ در نامه‏اى كه توسط قيس بن سعد به مصريان فرستاد ـ :

.. . از جمله چيزهايى كه خداوند عز و جل اين امّت را بدان مفتخر ساخت ، و اين فضيلت را به آنان ارزانى داشت ، اين بود كه محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را به سويشان فرستاد ، و او كتاب و حكمت و سنّت و فرايض را به ايشان آموخت و ادب‏شان كرد تا در راه راست ، گام زنند.

------------------------------------------------------

امام على عليه‏السلام :

بر تو باد مدارا كردن با مردم ، گرامى داشتن دانشمندان ، و گذشت از لغزش‏هاى برادران ؛ چرا كه سرور عالميان ، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «از كسى كه به تو ستم كرده است ، گذشت كن و با كسى كه از تو بريده است ، پيوند زن و به كسى كه از تو دريغ ورزيده است ، عطا كن».

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام ـ دو دليل بر اثبات پيامبران و رسولان ـ :

.. . پس ، ثابت شد كه از سوى خداوند حكيم دانا ، بايد در ميان خلقش كسانى باشد كه آنان را امر و نهى كنند ، و سخنگويانى از جانب او عز و جل باشند . ايشان همان پيامبران و برگزيدگانِ از ميان خلق او هستند ؛ حكيم‏اند و حكمت مى‏آموزند و با حكمت فرستاده شده‏اند و با آن كه در خلقت و هيأت همانند ساير مردمان‏اند ، در چيزى از حالات و احوال ، با آنان شريك نيستند.

------------------------------------------------------

امام رضا عليه‏السلام :

... اگر كسى بگويد : چرا شناخت پيامبران و اعتراف به آنها و اقرار به [لزوم] فرمان‏بردارى از آنان ، بر مردم واجب است؟ در پاسخ گفته شود : چون در وجود مردم و قُواى آنان ، چيزى نيست كه با آن ، مصالحشان را كامل سازند ، و آفريدگار نيز برتر از آن است كه ديده شود ، و ناتوانى و عجز آنان از ادراك او آشكار است . پس ، چاره‏اى جز آن نيست كه ميان خداوند و مردم ، پيام‏آورى باشد كه اوامر و نواهى و ادب [و آموزه‏هاى] او را به ايشان برساند ، و آنها را به آنچه مايه سود و زيانشان مى‏شود ، آگاه سازد.

------------------------------------------------------

امام على عليه‏السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ :


فدايت شوم ! دانش بجوى و ادب بياموز /
تا بدين سبب ، قوىْ دست شوى ، و نيكو طلب كن!
زهى آن جوانى كه او نَسَب‏هايش بزرگوارى است /
آفرين بر آن بزرگوارى‏اى كه نَسَب او شود!
آيا جوان‏مردى ، جز بر دوش كشيدن است /
زينهارها را و نگهداشت پناهجوى را؟!
هر كه دين مصطفى ، او را نياموزد ادبِ/
ناب ، در احوالْ سرگشته و پريشان گردد.