عبارت را در

تبلور ارزش‏هاى دينى

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

من ادب آموخته خدا هستم و على ، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عز و جل چيزى منفورتر از بخل و بدخويى نيست . بدخويى ، عمل را تباه مى‏كند ، آن سان كه سركه عسل را.

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام :

خداوند عز و جل پيامبرش را بر محبّت خود پرورش داد و فرمود : «و به راستى كه تو داراى خويى بزرگ هستى» . آن گاه [ ، در كار دين و تشريع احكام ، ]به او اختيار داد و فرمود : «و آنچه را پيامبر به شما داد ، آن را بگيريد و از آنچه شما را بازداشت ، بازايستيد» و باز فرمود : «هر كه از پيامبر اطاعت كند ، هر آينه از خدا اطاعت كرده است» ظ .

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام :

خداوند ، رسول خود را تربيت كرد و فرمود : اى محمّد «عفو را بگير و به كار پسنديده فرمان ده ، و از نادانان رخ برتاب» ،
] ظظ يعنى [فرمود : از ايشان آنچه آشكار و ميسّر است ، بگير ؛ و «عفو» يعنى حدّ وسط .

------------------------------------------------------

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

همانا مؤمن ، به ادب خداوند عز و جل رفتار مى‏كند ؛ هر گاه خدا به ]زندگىِ [او گشايش بدهد ، او گشاده‏دستى مى‏كند ، و هر گاه بر او تنگ بگيرد ، او نيز دست نگه مى‏دارد.

------------------------------------------------------

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

همانا مؤمن ، ادب نيكويى را از خداوندِ پاك و بلندمرتبه گرفته است . هر گاه خدا به ] زندگىِ] او گشايش دهد ، خود را در گشايش قرار مى‏دهد ، و هر گاه بر او تنگ گيرد ، او نيز [ بر خود] تنگ مى‏گيرد.

------------------------------------------------------

امام على عليه‏السلام :

در حالى كه در واقع از كمترين مال برخوردار هستيد ، در ظاهرْ بهترين حال را از خود نشان دهيد ، كه خداوند متعال ، بندگان با ايمانش را [ اين گونه ]نيكو ادب كرده است ، و آن بزرگ گوينده ، فرموده است : «شخص بى‏خبر ، آنان را از شدّت خويشتندارى ، توانگر مى‏پندارد . ايشان را از سيمايشان مى‏شناسى ، با اصرار [چيزى ]از مردم نمى‏خواهند» .

------------------------------------------------------

المناقب ـ به نقل از اَنَس ـ :

كنيزى ، با تقديم يك دسته گل ، حسن بن على عليه‏السلامبه تحيّت گفت . امام به او فرمود : «به خاطر خدا تو آزادى» .
[ انس گويد:] علت اين كار او را جويا شدم ، فرمود : «خداى متعال ، اين گونه ما را ادب آموخته است ؛ چرا كه فرموده : «هر گاه به شما تحيّتى گفته
شد ، شما به نيكوتر از آن ، تحيّت گوييد...» : (تا آخر آيه ) » و از تحيّت او بهتر ، آزاد كردن او بود».

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام ـ در نامه‏اى به يارانش ـ :

زنهار ، زنهار! اى پاكْ مردان ، فرمان خدا و فرمان آن كس را كه به طاعت خدا فرمانتان مى‏دهد ، فرو مگذاريد كه خداوند ، نعمت‏هايى را كه به شما داده است ، ديگرگون مى‏سازد . كسى را كه راه و رسم شما را دارد ، از براى خدا دوست بداريد ، و آن را كه مخالف شماست ، از براى خدا دشمن بداريد . محبّت و خيرخواهى‏تان را نثار كسى كنيد كه راه و رسم شما را دارد ، و آن را به پاى كسانى كه از راه و روش شما روىْ‏گردانند و بر سر آن با شما دشمنى مى‏ورزند و بدخواه شما هستند ، نريزيد . اين ادب [و راه و رسمِ] ما ، ادب خداوند است ، پس به آن چنگ بزنيد و آن را بفهميد و در آن بينديشيد و پشت گوش نيندازيدش.

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام :

آن كه خدا را شناخت ، از او ترسيد ، و آن كه از خدا ترسيد ، ترس از خدا ، او را بر به كار بستن فرمانش و در پيش گرفتن ادبش بر انگيخت . پس بشارت باد فرمانبردارانِ متأدّب به ادب خدا و نيوشندگان دستورهاى او را كه بر خداست كه او را از گم‏راه‏سازى‏هاى فتنه‏ها برهاند.

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام ـ در دعا ـ :

آقاى من! گريزنده ، به تو پناه مى‏آورَد ، و خواهان و جوينده ، از تو درخواست مى‏كند ، و پوزش‏خواهِ توبه‏گر ، به كرَم تو
تكيه مى‏كند . تو ادب كريم بودن را به بندگانت آموخته‏اى، و تو خود كريم‏ترينِ كريم‏تران هستى.

------------------------------------------------------

امام صادق عليه‏السلام ـ در نصيحتش به گروهى از صوفيان ـ :

اى جماعت! از ادب آموزى‏هاى خداوند عز و جل به مؤمنان ، ادب بياموزيد ، و به همان امر و نهىِ خدا بسنده كنيد ، و آنچه را بر شما مشتبه مى‏شود و بدان علم نداريد ، واگذاريد و علم و شناخت آنها را به اهلش بسپاريد تا نزد خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مأجور و معذور باشيد.

------------------------------------------------------

الكافى ـ به نقل از على بن اسباط از معصومين عليهم‏السلام ـ :

از جمله اندرزهاى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به عيسى بن مريم عليه‏السلام ، اين بود كه به او فرمود : « ... خوشا به سعادت تو اى پسر مريم! خوشا به سعادتت ، اگر به ادب پروردگارت چنگ بزنى ؛ پروردگارى كه از سرِ مهر ، دلسوزى تو كند ، و از روى كَرَم ، آغازگر نعمت‏هايش به تو باشد ، و در سختى‏ها با تو بُوَد . اى عيسى ، او را نافرمانى مكن كه نافرمانى كردن او ، بر تو روا نيست . تو را [ به اين نكته ] سفارش كردم ، همان‏گونه كه به آنان كه پيش از تو بودند نيز سفارش كردم ، و من خود ، بر اين سفارش از جمله گواهانم ».

------------------------------------------------------

الكافى ـ به نقل از على بن حَكَم از دعبل بن على . مقصود ، دِعْبلِ خُزاعى ، شاعر معروف در روزگار امام رضا عليه‏السلام است كه تائيّه مشهورش را در مدح آن امام سرود . ـ :

او به خدمت امام رضا عليه‏السلامرسيد . امام امر كرد تا چيزى (صله) به او بدهند . دعبل آن را گرفت؛ اما سپاس خداوند نگفت .
امام به او فرمود : «چرا سپاس خداوند را به جا نياوردى؟!» .
دعبل مى‏گويد : بعدا خدمت ابوجعفر عليه‏السلام رسيدم و او دستور داد چيزى (صله‏اى) به من بدهند . من گفتم : خدا را سپاس .
امام فرمود : «ادب را به‏جا آوردى».

------------------------------------------------------

التفسير المنسوب إلى الامام العسكرى عليه‏السلام :

امير مؤمنان عليه‏السلامفرمود : « «دو گواه از مردانتان» [يعنى ]از مسلمانانِ عادل و آزادتان [نه برده] » .
فرمود : «آنان را گواه بگيريد تا از اين طريق ، هم طَلَب‏ها و اموالتان را حفظ كنيد و هم ادب و سفارش خداوند را به كار ببنديد ؛ زيرا كه در اين دو (ادب و سفارش خداوند) ، سود و بركت است ، و برخلاف آنها عمل نكنيد كه آن گاه كه پشيمانى سودتان نمى‏بخشد ، پشيمان خواهيد شد» .

------------------------------------------------------

امام على عليه‏السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ :


به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن /
ادبى بهتر از تقواى الهى نيافتم ،
در تمام حالاتش . و اگر از پس اين امر برنيامد ، /
براى آن نيافتم ادبى بهتر از دم فرو بستن از دروغ
و از غيبت كردن از مردم كه غيبت از مردم را /
خداوند شكوهمند ، در كتاب‏هايش حرام كرده است .
اگر سخن تو ، اى نفس /
نقره باشد ، سكوت طلاست .